وبگاه فرهنگی - مذهبی ...

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «عباس» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : 47- حکایتی شگفت درباره اصفهان و اِحیاء شب های قدر - نقل از شیخ بهائی و شاه عباس

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت وبگاه فرهنگی - مذهبی ... دسترسی پیدا کنید

47- حکایتی شگفت درباره اصفهان و اِحیاء شب های قدر - نقل از شیخ بهائی و شاه عباس

حکایتی شگفت، درباره اصفهان:مرحوم شیخ بهائی در رسالة العِشرَة (آداب معاشرت) نوشته است:« در سَنۀ (سال) یکهزار و بیست و پنج هجرت، پادشاه جَمجاه، شاه عباس... شبانه مرا احضار و در خلوت بمن فرمود:((پادشاه رضوان آرامگاه، شاه طهماسب... رضوانُ اللهِ علیه، را بخواب دیدم بس اندوهناک؛ بمن فرمود:«ایّام ما گذشت... حساب و کتاب سخت است؛ به رعیّت (مردم) بیشتر توجّه فرمایید؛ و به تعجیل (در اسرع وقت)، دارُ المُلک (پایتخت) خود را از اصفهان به شهری دیگر منتقل سازید؛ که مردم این شهر، عنقریبٍ (بزودی) به بلائی سخت گرفتار آیند، بسبب معاصی (گناهان) از شُرب خَمر (شرابخواری) و بدزبانی و فحّاشی به یکدیگر، و ظلم و آزار بالنّسبة به همسایگان و اهانت و استخفاف به کهنسالان و... که طلسمی که شیخ تو (شیخ بهائی) برای تحکیم دارالحکومه ات (اصفهان) در کوه صفه بنوشته بود، بی اثر شد بسبب این معاصی کثیره...»پس من(ش...

ادامه مطلب